خرید بک لینک

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستیدخسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی درجلوی شما ظاهر میشود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر ب- یک موزهج-یک هتل د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی واردساختمان میشوید؟

الف-پنجره ب- درج-بالکن د- تونل زیر زمینی

وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل وباشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن میشنوید...در را باز میکنید و کسی رامیبینید که واقعاً میخواستید با او باشید.

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه میدهید...پلکانی را میبینید کهبه طبقه بالا میرود.


4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا میرویم تعداد پله ها را میشمارید.

5.چند پله بود؟(هر عددیاز یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی میشوید..........

6.دلتان میخواهد ایناتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم

ب-به اندازه یک اتاق معمولی

ج-به اندازه یک جنگل

د-به اندازه اقیانوس آرام

7.دلتان میخواهد رنگدیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز ب-سیاه و سفیدج- ارغوانی د-زرد یاپرتقالی و-رنگ های رنگین کمان

یک میز جلوی شما ظاهر میشود...

8.آیا گرد- مربع- مثلثیا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب-کیوی- طالبی-هندوانه

9.یک میوه را انتخابکنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد اینشخص میاندازد...

10.نام او را بنویسید.

11.شما میوه را برمیداریدو.........

الف-بلافاصله آن را میخورید.

ب- قسمت کرم خورده را می برید و قسمت سالمش رامیخورید.

ج-آن را میبرید و داخلش را میبینید که کرمخورده است و....بعد به خوردنش ادامه میدهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور میاندازید

از آن ساختمان خارج میشوید و 5 حیوان را میبینید.موش-آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را بهترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

برای دیدن جواب به ادامه مطلب بروید:

EXrozblog.comEX

جواب:

1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیهچیزها دنبال آن هستید.

قصر:ثروتموزه:حرفهوشغلهتل:خانه و عشق

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانیشماست

2.نشان دهنده نوع زندگی است که به دنبال آنهستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده وشگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر ازتجربه های متفاوت

3.فردی که پشت در میبینید همان کسی است که شمادر رویارویی با مشکلات زندگی میتوانید کاملاً به او اعتماد کنید.

4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولیزیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدواریدبرای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

6.اندازه اتاق:میزان ماجراجوییهر چه کوچکباشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

7.رنگ اتاق شخصیت شماست:

قرمز:احساساتی و پر شور سیاه وسفید:منطقی ارغوانی:ماجراجو

زرد و پرتقالی:شادمان وسرحال رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شکدارید

8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یاموقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما میخواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظربسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما میخواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفرهمیروید

9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چهنوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهریبرای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افرادبرای شما مهم است.

10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما بهدنبال او هستید.

11.چگونگی خوردن میوهنشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار میکنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمیگیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را میپذیریدو از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت وضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

12. 5 حیوان:

دلفین:شغل وحرفهفیل:خانواده

اسب:عشقموش:انتظار و احترام

آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.


برچسب: نویسنده: mop تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1391 ساعت: 19:0

سلامت میکنم ای غنچه ی راز / تو بودی از برای عشقم آغاز

تویی تنها دلیل زنده بودن / ندارم طاقتت با چشم در ناز

.

.

.

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن ، نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست ، بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن.

.

.

.
زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع ، در ذهن بجز تو آفریدن ممنوع

غیر از تو ورود دیگران در قلبم ، عمرا ، ابدا ، هیچ ، اکیدا ، ممنوع!

.

.

.
دوستت دارم شاهدی ندارم جز کوچه پس کوچه های خلوت دل!

.

.

.
با تو زمستان هم لحظه ها شکوفه می زنند انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است

برای رسیدن به ” تو “

.

.

.

آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیند یشم که همین دوست داشتن زیباست

.

.

.

آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ،
من آنجا به انتظارت هستم

.

.

.

کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم

.

.

.

زندگی ابرهایی است با نام وفا میریزد به جویی به نام صفا

میرود به رودی به نام عشق میرسد به دریایی به نام وداع

.

.

.
جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

.

.

.
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخداد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غمخود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!!

.

.

.

بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را

می نویسم بی تو بودن های من پایانم است / بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را

.

.

.
روزگاری او را می جستم، خود را می یافتم اکنون خود را می جویم، او را می یابم

.

.

.
من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

.

.

.

سرنوشتم اگر اینست که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟

آی خط خوردگی صفحه پیشانی من! این همه خط خطا را به که باید گفت . . . ؟

.

.

.
از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم / خودرا به دست شاید و اما سپرده ایم

بشمار لحظه لحظه ی عمر گذشته را / هر چند ســـــال بود همانقدر مرده ایم

.

.

.

گفتی به ماه نگاه کن یاد من باش به یاد لحظه های سرد من باش

انگار روزو شبم بی ماه نمیشه به خدا یادتم بی ماه همیشه

.

.

.
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده…

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 16:0

چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت

**********

مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام
تو حک شده ی قلب من است

*************

وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد

****************

ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم . . . یه دونه بزن تو سرش برگرد
بیا با هم بهش بخندیم


خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن تا درهایی را كه به سویم
میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم

دوستی شوخی سرد آدمهاست ...بازی شیرین گرگم به هواست... واسه كشتن غرور من و تو ...
دوستی توطئه ثانیه هاس

***********

کسی که تو رو داره غم نداره ، غم بشینه رو دل کسی که تو رو دوست نداره

***********

ما بخار شیشه ایم نازمون كنی اشكمون درمیاد چه برسه فراموشمون كنی

تو مغازه ی قلبم تنها گلی هستی که روش نوشتم دست نزنید ، فروشی نیست

************

میدونی محبت یعنی چی ؟ م = من ح= حالا ب= به یاد ت = توام

**********

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم… چه برسه به این دفعه که مهمونی
خدا داره تموم میشه

************

میدونی LOVE یعنی چی ؟
L = لنگه تو پیدا نمی شه
O = عمرمی
V = وجودمی
E =اِوا ، اس ام اس رو اشتباه فرستادم


اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از رویخودخواهی فقط خودرا پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه كردی اگر بدكردم و هرگزبه روی خود نیاوردی اگر زخمی كشیدی تو گاهی از زبان مناگررنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من... گناهم را ببخش .... حلالم کن و بعددعایم کن


مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم؛ و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای عشق
بازی تو با دیگری

***********

دور باش اما نزدیک من ازنزدیک بودن های دور می ترسم

************

کاش می دانستی و می فهمیدی که برای داشتنت....... دلی را به دریا زدم
که از آب واهــــــــمه داشت


جیگرتو گاز گاز ! لپتو ماچ ماچ ! لبتو میک میک ! چشماتو آخ آخ ! دیوونتم وای وای ! به
خودت نگیر بای بای

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آن هستند که بشکنند
فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم

چشماتو واسه زندگی میخوام دلتو واسه عاشقی. صداتو واسه شادابی دستاتو واسه نوازش.
پاهاتو واسه همراهی عطرتو واسه مستی. و خودتو واسه خود خود خود خودم

************

رفاقت ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست ،رفاقت آن است كه یكی برای دیگری
چتر شود و دیگری نفهمد كه چرا خیس نشد

************

چقدر پدال دوچرخه دونفره دوستیمون سفت شده ! حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده
یا شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی

خداوندا رفیقم را تو یاری کن پناهش باش و درحقش توکاری کن، الهی هرچه میخواهد نصیبش
کن ، خدایا بر لبش لبخند جاری کن

به یاد هم بودن قشنگ ترین هدیه ایست که نیاز به با هم بودن نداره

یادت ای دوست بخیر. بهترینم خوبی؟ خبری نیست ز تو. روزگارت شیرین. دل من میخواهد. که بدانی بی تو. دلم اندازه دنیا تنگ است



یارو حس شاعریش گل میکنه به زنش میگه : ای رنگ لبت قرمز / در قلب منی هرگز

رفتم برات یه ساعت بخرم ولی هرچی گشتم هیچ ساعتی مثل ساعتهایی كه با هم بودیم قشنگ نبود

گاهی خدا درها رو میبنده و پنجره ها و هم قفل میکنه زیباست که فکر کنی شاید بیرون
طوفان میاد خدا خواسته ازت محافظت کنه

اگه دیدی کویرم / بیایی جون میگیرم / اگه دیدی بهارم / تو قلبم تو رو دارم


اتل متل. اتل متل ستاره، گلم دوسم نداره. نه اس ام اس نه یک زنگ، دلم شده تنگ

اتل متل یه خورشید،کی از دلت منو چید؟ این همه دوری از من کی این روزارو می دید؟

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1391 ساعت: 11:0


روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم را، دوستانم را، زندگی ام را
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم. به خدا گفتم: آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟و جواب او مرا شگفت زده کرد.
او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟پاسخ دادم : بلی
فرمود: هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید کهسرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود.من از او قطع امید نکردم. در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند و زیباییخیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. منبامبوها را رها نکردم… در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. امامن باز از آنها قطع امید نکردم. در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایانشد. در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن بهبیش از 100 فوت رسید. 5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازهکافی قوی شوند... ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برایزندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کرد.
خداوند در ادامه فرمود: آیامی دانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختیها و مشکلات بودیدر حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی. من در تمامی این مدت تو را رهانکردم همانگونه که بامبوها را رها نکردم.
هرگز خودت را با دیگرانمقایسه نکن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمکمی کنن. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی ! از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم.
در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می کند؟
جواب دادم: هر چقدر که بتواند.
گفت: تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی، هر اندازه که بتوانی

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1391 ساعت: 16:0


زمانی که بچه بودیم، باغ انار بزرگی داشتیم که ما بچه ها خیلی دوست داشتیم،تابستونا که گرمای شهر طاقت فرسا میشد، برای چند هفته ای کوچ میکردیم بهاین باغ خوش آب و هوا که حدوداً ۳۰ کیلومتری با شهر فاصله داشت، اکثراًفامیل های نزدیک هم برای چند روزی میومدن و با بچه هاشون، در این باغمهمون ما بودن، روزهای بسیار خوش و خاطره انگیزی ما در این باغ گذروندیماما خاطره ای

که میخوام براتون تعریف کنم، شاید زیاد خاطره خوشی نیست اما درس بزرگی شد برای من در زندگیم...

تا جایی که یادمه، اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن چونکه وقتجمع کردن انارها رسیده بود، ۸-۹ سالم بیشتر نبود، اون روز تعداد زیادی ازکارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار، ما بچه ها هم طبقمعمول مشغول بازی کردن و خوش گذروندن بودیم!

بزرگترین تفریح ما در این باغ، بازی گرگم به هوا بود اونم بخاطر درختانزیاد انار و دیگر میوه ها و بوته ای انگوری که در این باغ وجود داشت، بعضیوقتا میتونستی، ساعت ها قائم شی، بدون اینکه کسی بتونه پیدات کنه!

بعد از نهار بود که تصمیم به بازی گرفتیم، من زیر یکی از این درختان قایمشده بودم که دیدم یکی از کارگرای جوونتر، در حالی که کیسه سنگینی پر ازانار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی که مطمئن شد که کسیاونجا نیست، شروع به کندن چاله ای کرد و بعد هم کیسه انارها رو اونجاگذاشت و دوباره این چاله رو با خاک پوشوند، کارگرها اون زمان وضعشون خیلیاسفناک بود و با همین چند تا انار دزدی، هم دلشون خوش بود!.....

بقیه در ادامه مطلب

EXrozblog.comEX

با خودم گفتم، انارهای مارو میدزدی صبر کن بلایی سرت بیارم که دیگه از این غلطا نکنی!
بدون اینکه خودمو به اون شخص نشون بدم به بازی کردن ادامه دادم، به هیچ کس هم چیزی در این مورد نگفتم!
غروب که همه کار گرها جمع شده بودن و میخواستن مزدشنو از بابا بگیرن، منهم اونجا بودم، نوبت رسید به کارگری که انارها رو زیر خاک قایم کرده بود،پدر در حال دادن پول به این شخص بود که من با غرور زیاد با صدای بلندگفتم، بابا من دیدم که علی اصغر، انارها رو دزدید و زیر خاک قایم کرد!جاشم میتونم به همه نشون بدم، این کارگر دزده و شما نباید بهش پول بدین!

پدر خدا بیامرز ما، هیچوقت در عمرش دستشو رو کسی بلند نکرده بود، برگشت بهطرف من، نگاهی به من کرد، همه منتظر عکس العمل پدر بودن، بابا اومد پیشم وبدون اینکه حرفی بزنه، سیلی محکمی زد تو صورتم و گفت برو دهنتو آب بکش، منخودم به علی اصغر گفته بودم، انار هارو اونجا چال کنه، واسه زمستون!

بعدشم رفت پیش علی اصغر، گفت شما ببخشش، بچس اشتباه کرد، پولشو بهش داد،۲۰ تومان هم گذاشت روش، گفت اینم بخاطر زحمت اضافت!!!

من گریه کنان رفتم تو اطاق، دیگه هم بیرون نیومدم!

کارگرا که رفتن، بابا اومد پیشم، صورتمو بوسید، گفت میخواستم ازت عذرخواهی کنم! اما این، تو زندگیت هیچوقت یادت نره که هیچوقت با آبروی کسیبازی نکنی، علی اصغر کار بسیار ناشایستی کرده اما بردن آبروی مردی جلوفامیل و در و همسایه، از کار اونم زشت تره!
شب شده بود، اومدم از ساختمون بیرون که برم تو باغ پیش بچه های دیگه، دیدمعلی اصغر سرشو انداخته پایین و واستاده پشت در، کیسه ای تو دستش بود گفتاینو بده به حاج آقا بگو از گناه من بگذره!

کیسه رو بردم پیش بابا، بازش کرد، دیدیم کیسه ای که چال کرده بود توشه، بهاضافه همه پولایی که بابا بهش داده بود...

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: شنبه 21 بهمن 1391 ساعت: 9:0

در تست IAT هر چه نمره شما بیشترباشد؛ اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یک تا پنجهستند. در پایان؛ باید مجموع نمراتی را که به ۲۰ پرسش زیر میدهید جمعبزنید.

۱٫ چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید؛ در اینترنت میمانید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۲٫ چقدر بهخاطر آنلاین ماندن؛ اعضای خانواده را نادیده گرفتهاید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۳٫ چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح میدهید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۴٫ چقدر از طریق اینترنت با کاربران دیگر رابطه ایجاد میکنید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

اعتیاد

۵٫ چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودنتان شاکی هستند؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۶٫ چقدر بهخاطر اینترنت؛ نمرات و کارهایتان در مدرسه افت کرده است؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۷٫ چقدر ایمیلهایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک میکنید؟


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۸٫ چقدر عملکرد کاری و بهرهوری شما به خاطر اینترنت آسیب دیده است؟


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۹٫ وقتی از شما میپرسند که چهکارهایی آنلاین انجام میدهید؛ چقدر در موضع تدافعی یا پنهانکاری قرار میگیرید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۰٫ چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرامبخش در اینترنت خنثی میکنید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۱٫ چقدر وقتی در اینترنت هستید؛ احساس میکنید توان پیشبینی امور را دارید؟


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۲٫ چقدر فکر میکنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالت بار؛ تهی و بیلذت است؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

اعتیاد

۱۳٫ چقدر وقتی کسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما میشود؛ غر میزنید؛ فریاد میزنید یا عصبانی میشوید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۴٫ چقدر به خاطر قطع نکردن اینترنت؛ دچار بیخوابی هستید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۵٫ چقدر فکر میکنید که در حالت آفلاین حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۶٫ چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به کار میبرید: فقط چند دقیقه مونده؛ الان میام


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۷٫ چقدر سعی کردهاید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و موفق نشدهاید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۸٫ چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی کنید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۱۹٫ چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران؛ ترجیح میدهید؟

۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

۲۰٫ چقدر وقتی آفلاین هستید؛ احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن از بین میرود؟


۱٫ به ندرت□ ۲٫ گاهگاهی□ ۳٫ غالبا□ ۴٫ بکرات□ ۵٫ همیشه□ - شامل حالمن نمیشود

....................................................

جمع نمرات بین ۲۰ تا ۴۹ = کاربر معمولی هستید

جمع نمرات بین ۵۰ تا ۷۹ = دارید دچار مشکل اعتیاد اینترنتی میشوید؛ مراقب باشید

جمعنمرات بین ۸۰ تا ۱۰۰ = شما به اکثر پرسشها نمرات ۴ یا ۵ دادهاید. شمادچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشکلتان را در اسرع وقت حل کنید.واقعا فکر کنید که اگر در پرسش دوم؛ جواب شما ۴ بوده است، چه به سر خودتانآورده اید؟

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: سه شنبه 15 اسفند 1391 ساعت: 6:0





آیا واقعا منیک قاتل هستم، نه باورم نمیشود هر شب افکار مسموم وجودم را میگیرد وخودم نیز از حقیقتی که میگویند گریزانم؛ قاتل.فکرش مرا دیوانه میکند،عذاب وجدانم را دو برابر میکند. همه فکر میکنند قاتل کیست، چه قیافهایدارد، عاطفه ندارد و به چه دلیلی آدم کشته؟

روزنامه شرق نوشت:زن 17سالهای که بهاتهام قتل شوهر دومش به قصاص محکوم شده است، با نوشتن نامهای از دردها ورنجهایش گفت. این زن که «لاله» نام دارد، متهم است دو سال قبل شوهر دومشرا در شیراز به قتل رسانده است. او مرتبه اول در 15سالگی به اصرارخانوادهاش ازدواج کرد اما طلاق گرفت چراکه به گفته خودش همسرش، مردیبدبین بود که او را کتک میزد. لاله بعد از طلاق بار دوم باز هم به اصرارخانوادهاش با یکی از اقوام دور مادرش ازدواج کرد و سه ماه بعد از عقد،مرد جوان به قتل رسید و عروس 17ساله به عنوان متهم دستگیر شد. او در جلساتمختلف بازجویی ادعاهای متفاوتی را مطرح کرد اما به دلیل اقاریر اولیهاشبه قصاص محکوم شد و رای صادره به تایید دیوانعالی کشور رسید. در حال حاضراین پرونده برای بررسی درخواست اعاده دادرسی در اختیار دادستان کل کشورقرار گرفته است،

بخشی از نامه عروس 17ساله رامیخوانید: آیا واقعا من یک قاتل هستم، نه باورم نمیشود هر شب افکارمسموم وجودم را میگیرد و خودم نیز از حقیقتی که میگویند گریزانم؛قاتل.فکرش مرا دیوانه میکند، عذاب وجدانم را دو برابر میکند. همه فکرمیکنند قاتل کیست، چه قیافهای دارد، عاطفه ندارد و به چه دلیلی آدمکشته؟ اما حالا که من وارد ایستگاه آخر شدم اینجا، زندان، بین آدمهایی باعقاید و افکار متفاوت، کسانی که حکم قصاص داشتند و قتل عمد بر پیشانی آنهابود، افرادی به مانند تمام شهروندان جامعه که نمیدانم در آن لحظات چهفکری داشتند؟ افرادی با روحیاتی شکننده و لطیف، انسانهایی معمولی و متشخصو از خانوادههای آبرودار و اسم و رسمدار که لای پنبه بزرگ شده بودند ومانند خود من که بعد از چندین سال مات و متحیرند و باورشان نمیشود کهکلمه قاتل تا ابد در دفتر روزگار بر آنها حکم میراند و گریانند و پشیمانو نادم و در بهت و ناباوریاند. چگونه ثابت کنند آنجور که مردم فکرمیکنند، نیست، چگونه درد این دلهای پر از خون را ثابت کنند که این افکارشاید سراغ هر یک از شما بیاید، لحظهای جنونآور که باعث رخ دادن فاجعهایبزرگ میشود.

هر شب کار من شده درددل کردن با خدا واشک و ندامت و هر ثانیه آرزوی مرگ میکنم و بوی مرگ را لحظه به لحظهاستشمام میکنم. من هم مثل همه دخترهای دیگر وجدان دارم، احساس دارم، قلبدارم، دوست دارم زندگی کنم، دوست دارم تمام احساساتم سرشار از خوبی وانرژی مثبت باشد، از خودم میآید آنقدرها هم منفور و بد نیستم که مردم وخانواده شاکیام یا حتی خود شما فکر میکنید. نمیدانم با چه حسابی، بچگی،نادانی، نفهمی، کمعقلی، نفرت یا هر چیز دیگری که بود، لحظاتی به سراغمآمد و من فکر کردم تمام مشکلات من، بدبختیهایم، عقدههایم، نفرتم، جنگ ودعواها چشمهای گریان مادرم برای ازدواج ما، بیقراری و پرخاشگری پدر وترس از زندگی در کنار او. نمیدانم واقعا نمیدانم فکر کردم مشکلاتم حلمیشود من نمیخواستم بد باشم، عاجزم از توضیح دادن و نوشتن.

باورم نمیشود که من بتوانم آدم بکشم،باورم نمیشود که همه دخترها و زنهایی که اینجا هستند قاتل باشند. تا کسیاینجا نباشد نمیتواند این کلمات را درک کند. نمیدانم با وجود تک دختربودن چقدر اضافی بودم که پدر و مادرم حرف خودشان را برای ازدواج میزنندهرکسی ساز خودش را میزد من بودم و دردهای خودم که کسی نمیخواست درک کند،عقده بود که توی دلم تلمبار شده بود، درد بیدرمان بود، عقاید شخصی خودمبود نمیدانم، احساس حقارت و له شدن میکردم. مسایلی بود که زندگی رابرایم تلخ کرده بود و در ذهنم میچرخید که «پایان تلخ بهتر از تلخیبیپایان است» و در آخر این ناقصالعقلی کار دستم داد و در اوج ناباوری بهگفته همه شدم یک قاتل. ضجه میزنم، ناله میکنم. کاش میشد (...)برگردد.وجدانم لحظهای آرام ندارد. او حق زندگی داشت. هر روز جسم و تنم به لرزهمیافتد. اکنون در این جهنم روزگار با آدمهایش روزی هزار بار مرگ را پیشچشمانم تداعی میکند و کابوسهای شبانهام که لحظهای تنهایم نمیگذارند،دمی نمیآسایم. آسایش در این جهنم از من ربوده شده، در این مدت حبس، پشتاین دیوارها مردهای متحرکم که نفس کشیدنم اجبار است و حتی حرف زدن و راهرفتنم برای حرکت این روزها و شبهای پر از خوف و وحشت است.

EXrozblog.comEX

آدمها و دیوارهای این وادی مرابه جنون رساندهاند. هیچ چیزی که تسکین دل پرآشوب و پردردم باشد نیست حتیوسیلهای که خودم را برای همیشه با آن راحت کنم و از صفحه روزگار برایهمیشه محو شوم. بودن در این جا یعنی ذرهذره آب شدن، ذرهذره سوختن و دمبرنیاوردن و ذرهذره مرگ تدریجی، تنها تسکین دلم خدای وجودم است که شاهد وناظر است. پس دادن تاوانی سنگین بدتر از قصاص. بیقراری اشکها و دل پردردمادرم، کمر خرد شده پدرم، صدای خرد شدن آنها را میشنوم و میبینم و نفرینمیکنم منجلابی را که در آن دست و پا میزنم، شاید مرا سرزنش کنند به همهآنها حق میدهم و برای آن بدترین تاوانها را دادم، نمیدانم از سر خندهمیگریم یا از سرگریه میخندم. بندبند وجودم درد است، درد است و دوبارهدرد. نمیدانم تا به کی از این واژه سه حرفی بگویم «درد» که از هر طرفبخوانمش درد است و اینکه چه زمانی خورشید زندگی من برای همیشه غروب خواهدکرد و من عاجز و ناتوان، درمانده و نالان و پشیمان اسیر هزاران درد ناگفتهکه شده خوره روحم و آسایش را از من گرفته میروم، برای همیشه تمام محفلاتاین مکان، خوابیدن، بیداری، راه رفتن، خنده، گریه و... پر از درد و حقارتاست و محروم از تمام نیازهای یک دختر هستم.

کاش میشد(...) را برگرداند و من زیرهزاران خروار خاک بودم چه سود؟ این زنده بودن یک نوع زجر و عذاب است و پراز ملامت. عاجزتر از آنم که بگویم یا بنویسم که آیا فرصتی دیگر هست؟ آیاجایی برای من در این دنیا هست. بین این قلبهای چمنی و پر از کینه،بیتفاوت با نگاههای پر از حقارت و بیفروغ در اطرافم زجر میکشم. درداست کاش میشد به همه بفهمانم بیگناهم و چه بد رقم زدهاند برای دختریبدبخت و درمانده و پشیمان و در آخرین این حرفهای درون قلبم که رو بهفوران است بود، حرفهایی که سه سال از گفتن آن عاجز بودم و درون وجود پراز آتشم خیمه زده بود و مرا به وادی جنون کشانده بود و بغضها را در قلبممدفون کرده بود. اکنون افکار و حرفهایم را بدون جملهبندی و نامفهوم رویکاغذ آوردهام. این حرفها برای توجیه نیست برای سبک شدن قلبم و خاموشیگدازههای درون قلبم بوده که هیچ کسی نمیفهمد، نمیدانم شاید هم بفهمند واز جواب دادن فراری و گریزانند و فقط دنبال یک مقصر میگردند که اکنون همهدستها به سوی من است و کسی به خود نمیگوید شاید یک کلمه یا یک جمله ایندختر واقعیتی از واقعیتهای ناگفته باشد.

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت: 10:0


اصلا قرار نیست که سرخم بیاورم
حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
تا روی زخمهای تو مرهم بیاورم
میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
امّا نشد که شعر مجسم بیاورم
دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
می شد تو را دوباره به شعرم بیاورم
یادت که هست پای قراری که هیچ وقت
میخواستم برای تو مریم بیاورم
حتی قرار بود که من ابر باشم و
باران عاشقانه ی نم نم بیاورم
کلّی قرار با تو ولی بی قرار من
اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم
اما همیشه ترسم از این است مردنم
باعث شود به زندگیت غم بیاورم
حوّای من تو باشی اگر قول میدهم
عمراً دوباره رو به جهنّم بیاورم
خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
از زیر سنگ هم شده آدم بیاورم
بگذار تا خلاصه کنم دوست دارمت
یا باز هم بهانه ی محکم بیاورم........................

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1391 ساعت: 19:16:


در داستان جالبى از امیر المومنین حضرتعلى(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد وفرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه"ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شركرا نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساءآیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه منمیخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفراللهیجد الله غفورا رحیما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم كند وسپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیستEXrozblog.comEXبعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا منرحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان منكه دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید درحقیقت خدا همه گناهان را مى آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) سورهزمرآیه53
امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهمنیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهمذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله" (پرهیزكارانكسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى كنندبه یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خداكه گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبستولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجهشدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خداسوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودمرسول خدا شنیدم كه فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكرى للذاكرین"
سوره هود آیه 114

وفرمود: اى على! آن خدایى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشیر و نذیرم قرارداده یكى از شما كه برمى خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى ریزد،و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى شود از نمازش كنار نمى رودمگر آنكه از گناهانش چیزى نمى ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاكمى شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می كند، آن گاهنمازهاى پنجگانه را شمرد
بعد فرمود: یا على جز این نیست كه نمازهاىپنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حالچگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت درآن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حكم رادارد.

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: شنبه 5 فروردين 1391 ساعت: 06:51:


جغدیروی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد.و آدمهایی رامی دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست کهسنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خرابمی شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلایخاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر استسکوت کنی و آواز نخوانی آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. میگویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره هایخاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دلبستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که میبیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترینکار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقتتلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: شنبه 5 فروردين 1391 ساعت: 19:22:

روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید

که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.

شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…

شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد

و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده

و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !

شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود

و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند

باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند.

شیوانا با تبسم گفت :

اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟

شاگرد با حیرت گفت:

ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟

شیوانا با لبخند گفت:

چه کسی چنین گفته است؟! تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی

و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است.

این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود

تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی.

بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست.

مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!

دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.

چه بهتر!

بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان

فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی!

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1391 ساعت: 08:33:

این موارد فقط جنبه طنز دارد و برداشتی غیر از طنز ندارد ...

هدف ما فقط طنز است و طنز

مردمی که بیشتر ورزش میکنند ، بیشتر عمر میکنند ....

اما چند سال بیشتر را در باشگاه عرق میریزند !

.

.

.

مطالب خنده دار

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق.رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم

و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت !

.

.

.

یکی از دوراهیهای زندگی وقتی است که نمیدانید

در شیشهای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!

.

.

.

طنز نوشته های خنده دار

دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !
مچکرم ...!

EXrozblog.comEX

بعضی وقتا شنیدن یه
" بگو ببینم چه مرگته "
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
"عزیزم چی شده"
بیشتر میچسبه....!

.

.

.

فکر کنم خدا وقتی داشت دماغ ما ایرانیا رو می آفرید دکمه Caps Lock رو فشار داده بود...

.

.

.

دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!

.

.

.

دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه... !!

.

.

.

این روزا اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن فرار کنید ، قضیه خونه تکونی جدیه

.

.

.

جملات طنز جالب

یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم

امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن...!

.

.

.

تاحالا دقت کردین وقتی می خوایم یقه لباسیا روی سینه رو نیگاه کــنیم لب ولوچه آدم کج میشه ! همین الان امتحان اگهکن باورت نمیشه !

.

.

.

من موندم این مخترع نون تافتون چه فکری کرده این همه سوراخ گذاشته رو این نوون؟؟؟

یه لقمه درست حسابیم نمیشه گرفت همش نشت میکنه!

.

.

.

جالبترین جملات طنز کوتاه

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه "عِـه رفت رو پیغامگیرشون" و سریعاً تلفن رو قطع کنه :خخخخخ

.

.

.

قدیما یه چیپسایی بود تو شهربازی و... که هیچ نوع اسم و بسته بندی نداشت،

تو پلاستیکای شفاف و دراز میریختن و سرشو منگنه میکرد. خیلی خوشمزه بودن

۱ دونه اش می ارزید به ۱۰ تا بسته از این چیپسا که همش توش هواست !

.

.

.

بعضی آهنگها هستن که گوش میدی میگی

"من کی زندگیمو واسه این تعریف کردم که این از روش آهنگ ساخته؟؟

.

.

.

من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم ....

نام مرا گذاشتند "با جنبه" ! بی آنکه بدانند؛

خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود

.

.

.

والــدیــــن گـرامـــی ..

اگر دخترتون هنگام خوندن اس ام اس ،یک لبخندِ احمقانه رو صورتش نقش میبنده ..
اون اس ام اس از دوست پسرشه ..
قلم پاشو میتونید خورد کنید

.

.

.

یه زمانی بهمون میگفتن "یه دقیقه از اون اینترنت لامصب بیا بیرون میخوام تلفن کنم" !!

.

.

.

.

سلامتیه پـــــت و مــــت

چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون!

.

.

.

چاه مکن بهر کســـــــــــی، خستــــــــه میشی :: ضرب المثـــــــل شــــــــــیرازی

.

.

.

هنوز هستن پسرایی که میزنن بغل، از ماشین پیاده میشن، میرن جلو دختره،
چند دقیقه التماسش میکنن تا شمارهشون رو بگیره!
نسلشون منقرض شه به حق پنج تن آل عبا

عوضش هستن پسرایی که واسه دختر می زنن کنار، دختر میاد سوار شه می گازن میرن...!
خدا نگهشون داره :دی به حق همین شب عزیز !!

.

.

.

.

ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !

یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله !)

.

.

.

کلاهک هسته اى ، نابودی ۲۰۱۲، زلزله ،سیل و...

هیچکدام به اندازه ۳ عدد میس کال مامانت ، ترسناک نیست !

.

.

.

انقدر بدم میاد از اینایی که توهم شدید دارن، فکر می کنن بقیه همیشه دارن چشمشون می زنن !!!!!!

.

.

.

یه مثل کامپیوتری هست که میگه :
حال ما اینــقــدرا هـم خوب نیست ، فـتـوشـاپــه !

.

.

.

این دخترایی که تا بهشون میگی سلام خانوم میگن لطفن مزاحم نشو||
خب لامصب واسا ببین چیکار داره طرف بعد خود داف پنداری کن

.

.

.

من مسئول چیزی هستم که میگم، نه چیزی که تــــــو ازش برداشت میکنی ....!!!

.

.

.

آقای من ، خانم من ، فدات شم ، قربونت برم ، نوکرتم

دوست عزیز ! کلاس ، داشتنیه ... گذاشتنی نیست ...

.

.

.

با این گرونی گوشت ، دیگه کم کم آبگوشت تبدیل میشه به off goosht!..

.

.

.

یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه...

همینطور فقط زل میزنه تو چشات... (۰-o)

.

.

.

درقسمتی شاعر میفرمایند: ای جیگیلی جیگیلیجیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلیجیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلیجیگیلی جیگیلی اخماتو وا کن

.

.

.

.

هموجور که نمره دلیل بر هوش نیست... سن هم دلیل بر فهم و شعور نیست !!!

.

.

.

یه مَثَل ایرانی هست که میگه
عمر دست خداست، پراید وسیله است!

.

.

.

ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!

.

.

.

.

یارو کتاب نوشته , چگونه ۱۲۰ سال عمر کنیم , بعد خودش تو ۶۷ سالگی مرده !!!

.

.

.

راستی
یکی از دغدغه های دوران کودکی من این بود که "نخ" وسط نبات چی کار می کنه آخه؟!

.

.

.

سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن

که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه،

ولی هرچقد زنگ زد بازم پشتخطی بود ...

.

.

.

.

از من به شما نصیحت:

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه
بیشتر از همه تنهاست
اون رو تنها نذارید
چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره ...

.

.

.

یکی از ایرادای ِ موبایل اینه که وقتی ییهو قطع می کنی صدای ِ کوبیده شدنِ گوشی اون ور نمی ره...!!!
باید یه فکری کرد بالاخره...
پس این دانشمندا چی کار می کنن؟!! :دی

.

.

.

تاحالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه ومیخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُبرداریم ، با زانو و با زحمت زیادمیریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولیبرگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرشرد می شیم)))

.

.

.

تا حالا دقت کردین وقتی با تمام احساس به یکی می گین دوسِت دارم,

اونم با تمام احساس!! می گه : me 2 !!!

.

.

.

بعضی ها شانس درِخونشونو نمیزنه
لامصب درست میزنه وسطِ پیشونیشون !

.

.

.

آیا میدانستید با همین کارتهای عضو شبکه شتاب که در دست دارید میتوانید بجای دریافت وجه نقد از این دستگاه و اون دستگاه
درزهای لپتاپتان را تمیز کنید؟!!؟
نــــــــــــــــــــه خدائیش میدونستید؟؟؟؟

.

.

.

مندر شهری زندگی می کنم که یکی از معروفترین سمفونی های موزارت را روی دندهعقب وانت می گذارند! (موقع عقبعقبرفتن وانت پخش میشود!)

.

.

.

کاف حرف جالبیه. وقتی به «مرد» بچسبه تحقیر میکنه. وقتی به «نارنج» بچسبه تخریب میکنه. اما وقتی به «لواش» بچسبه معجزه میکنه

.

.

.

به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون ...!
همون بیاین خودش کلیه

.

.

.

یکی از کارهایی که به من اعتماد به نفس میده اینه که پسووردم رو بســـــیار سریع وارد کنم..... و درست باشـــه :دی

.

.

.

دیروز دیدم پشت یه ماشین نوشته بود:
"به هرکی که دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری واسم بفرستی!!"

.

.

.

یه قانونی هست که میگه :

همیشه یه آهنگ توی پِلی لیستت هست که همیشه ازش رد میشی
اما هیچ وقت پاکش نمی کنی!

.

.

.

بند انداز برقی صورت و بدن ، سنگ پا ، گل سر جادویی ، عطر جادویی گل سنجد ، ساعت LE...D ، لیزر پوینتر ، شارژر اضطراری موبایل ....
[ سایتهای ایرانی ، نتیجه ی جستجوی مقاله ]

.

.

.

یکی از مهیج ترین تفریحاتِ آقایون

تماشای پارکِ دوبل بانوان است !

.

.

.

دوستم زنگ زده میگه اس ام اس در مورد سرما خوردگی داری بهم بدی ؟!؟

من

اینترنت جهانی

.

.

.

یکی از سرگرمی های پلید من اینه که توی جمع هدفون میزارم گوشم . آهنگ پلی نمیکنم. بعد گوش میکنم ببینم بقیه راجع به من چی میگن...

امتحان کنین جواب میده)

.

.

.

وضعِ نت یه جوری شده که ،
هفت هشت تا تب باز می کنی،
بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون
سرمیزنی ببینی درچه وضعیه،لود شده یا نه..!
والاااااا ....

.

.

.

بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن

همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !

.

.

.

دقت کردین لب آدم هیچ وقت تبخال نمیزنه مگه این که ۲۴ ساعت بعدش عروسی یا مهمونی دعوت باشی...!

.

.

کلا هروقت عجله داشتی باشی به چراغ های قرمز میخوری
ولی اگه بخوای یه اس ام اس رو تا آخر بنویسی، همه چراغا سبز میشه !!

.

.

توجه مهم :

دخترها از آنچه در زمستان میبینید لاغرترند !

.

.

.

.

از دختره پرسیدم با کدوم Browser با اینترنت داری کار میکنی؟
سافاری؟ اکسپلورر؟ اپرا؟ فایرفاکس؟ ...
میگه با اون که اولش گوگل رو باز میکنه

.

.

.

دوغ قبول!
شیرکاکائو قبول!
آبمیوه پاکتى قبول!
اصلا نوشابه هم قبول!
آب معدنى رو دیگه برا چى تکون میدى؟!
... ... همش همونه !!!

.

.

.

نابینا و گیلاس

نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟
بینا : آره
نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟
بینا : تو واقعا" نابینایی ؟!
نابینا : مادرزاد!
بینا : پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می خورم ؟!
نابینا : واسه این که من دو تا دو تا می خورم و تو معترض نمی شی :دی

.

.

.

وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !

.

.

.

داشتیم وسایل انباری رو مرتب می کردیم، مامانم یه مداد رنگی ۲۴ رنگِ قاب فلزی از تو یه کارتن در آورد.
زد زیر خنده گفت: می دونی چیه؟
گفتم: نه!
گفت: این رو خریده بودم هر وقت معدلت ۲۰ شد، بهت بدم، ولی حیف که نشد.

.

.

دیشب که خوب می خوردین

این چی چیه آوردین !؟

گروه کُر بانوان در مراسم پاتختی))

اینم یه مدلشه:

این چی چی بود آوردین؟
گندشو در آوردین!
دستت وبال گردنت
با این کادو آوردنت
هفت روز هفته خوردین
همینو فقط آوردین؟!!!

.

.

.

مامانم : پسرمون شام نخورد .. خاک به سرم .. حتمأ معتاد شده ..!
بابام : نه بابا حتماً بیرون یه چیزی با اون دخترا کوفت کرده ...
و هیچکس ندانست من هیچوقت کوکو سبزی دوست نداشتم!!

.

.

.

آقــا واقعـــاً مــن مــونـــدم !
جمعیـــت دختــــرا ایــنــقــــد زیـــاده .. پــس چــرا شمـــاره شــانـسـى میــگیــرى هــمـش پـســر جــواب میــــده؟!

.

.

.

باید تو چشم اونایی که واسشون کاری میکنی اما تشکر نمیکنن زل بزنی بگی :

وظیفم نبود، لطف کردم !!

.

.

.

خداییش لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست :دی)

.

.

.

دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین،گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه؟!
تعداد بازدید ۵۷۲۵ بار

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1391 ساعت: 15:55:

هر انسانی در مراحل زندگی، با توجه بهباورها، نگرشها، ارزشها و اعتقادات خود تصمیمگیری میکند و اعمال ورفتارهای او ناشی از فکر و اندیشهایست که از خانواده، مدرسه، جامعه،فرهنگ و ارزشهای اجتماعی کسب نموده است. آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir

از خصوصیات اصلی انسان، توانایی فوقالعادهی او در فکرکردن است؛ بهخصوص توانایی او در تفکر دربارهی نحوهی فکرکردن خود، شاید از بینظیرترین و انسانیترین ویژگیهای اوست.همانطور که انسان با افکار و اندیشههای خیالی و غیرمنطقی، مایهی اضطرابو نگرانی خود را فراهم میکند، از طریق تفکر صحیح و منطقی نیز میتواندخود را از شر ناراحتیهای خویش، رها سازد.
وقتیتفکر و رفتار آدمی عاقلانه باشد، موجودی کارآمد، شادمان، سرزنده و تواناخواهد بود؛ پس میتوان گفت هر انسانی با اندیشه و افکار خود، زندگیاش رامیسازد و جهت میدهد. «آلبرت آلیس» روانشناس معروف که نظریهی «درمانعقلانی-عاطفی» را ارائه داده است، اعتقاد دارد که توسل به عقایدی درزندگی، موجب اضطراب و ناراحتی روانی فرد میگردد.
«آلیس»معتقد است وقتی حادثهای برای فرد اتفاق میافتد، او براساس تمایلات درونیو ذاتی خود ممکن است 2برداشت متفاوت و متضاد از آن حادثه و رویداد داشتهباشد: یکی افکار، عقاید و باورهای منطقی و عقلانی و دیگری افکار، عقاید وبرداشتهای غیرمنطقی وآیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir غیرعقلانی.
درحالتیکه فرد تابع افکار و عقاید عقلانی و منطقی باشد، به عواقب و نتایجمنطقی دست خواهد یافت و شخصیت سالمی خواهد داشت اما در حالتیکه فردتحتتأثیر و دستخوش افکار و عقاید غیرمنطقی قرار گیرد، با عواقب و نتایجغیرمنطقی و غیرعقلانی مواجه خواهد شد. در این حالت، فردیست مضطرب وناراحت که شخصیت ناسالمی دارد.

افکار غیرمنطقی از دیدگاه آلیس
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir1) اعتقاد فرد به اینکه لازم و ضروریست همهی افراد جامعه او را دوستبدارند و احتراماش بگذارند.
این تصور، غیرعقلانی و غیرمنطقیست زیرا چنین هدفی، غیرقابلدسترسی و وصول است. البته این خوب است که انسان مورد مهر و محبت و دوستیدیگران قرار گیرد اما فرد عاقل و منطقی، هرگز علایق، آرزوها و خواستههایشرا قربانی چنین هدفی نمیکند.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir2) اعتقاد به اینکه لازمهی احساس ارزشمندی، وجود بیشترین لیاقت، شایستگی، کمال و فعالیت شدید است.
اینکار عملاً امکانپذیر نیست و تلاش و وسواس در راه کسب آن، فردرا به اضطراب، نگرانی و بیماریهای روانی مبتلا میسازد و در زندگی نیزاحساس حقارت و ناتوانی به او دستمیدهد؛ به اینترتیب، زندگی فرد هموارهبا شکست و ناکامی همراه خواهد بود اما فرد منطقی سعی میکند که بهترینکارها را بهخاطر خودش انجام دهد، نه برای دیگران.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir3) اعتقاد فرد به اینکه کسانی که خطا و اشتباه میکنند، باید بهشدت تنبیه و سرزنش شوند.
این فکر، غیرمنطقی و غیرعقلانیست زیرا تمامی انسانها دچار خطا واشتباه میشوند. فرد منطقی و عقلانی، هرگز خود و دیگران را سرزنش نمیکند.اگر دیگران هم او را سرزنش کنند، در بهبود رفتار و اعمالش میکوشد.همچنین اگر دیگران، کار خطا و نادرستی انجام دهند، سعی در درک علل آن کاردارد و اگر بتواند، آنان را از ادامهی کارهای نادرست، بازمیدارد.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir4) اعتقاد فرد به اینکه اگر وقایع و حوادث آنطور نباشد که او میخواهد، نهایتِ ناراحتی، گرفتاری و بیچارگی بهبار میآید و این مسأله برای او فاجعهآمیز خواهد بود.
چنین طرز تفکری، اشتباه و بیهوده است زیرا ناکامشدن، یک احساسطبیعیست اما اندوه و نگرانی بسیار شدید و طولانیمدت، یک موضوع غیرعقلانیو غیرمنطقیست. فرد منطقی، از بزرگکردن موقعیت نامطبوع و ناخوشایند،امتناع میورزد و در جهت بهبود و عادینمودن آن اقدام میکند. البته ممکناست که موقعیتهای نامطبوع مختلکننده، اضطرابآور و مشکلساز باشند امابه آن اندازه هم که فرد تصورش را در ذهن دارد، وحشتناک و فاجعهآمیزنیستند، مگر اینکه خود او، آنها را اینگونه تعبیر و تفسیر کند.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir5) اعتقادفرد به اینکه بدبختی و ناخشنودی او بهوسیلهی عوامل بیرونی بهوجودآمده و انسان، توانایی کنترل غم و اندوه و اختلالهای روانی و عاطفی خودرا ندارد و یا اینکه تواناییاش در این زمینه، بسیار کم است.
اگر فردی بپذیرد که اختلالات و مشکلات عاطفی، نتیجهی احساسات،ارزشیابیها و تلقین فرد به خودش است، در اینصورت کنترل و تغییر آنها،ساده و بهراحتی امکانپذیر خواهد بود.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir6) اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترسآور، موجب نهایت نگرانی میشوند و فرد همواره باید تلاش کند تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تأخیر بیندازد.
این یک اندیشه و تصور غیرمنطقی و غیرعقلانیست. فرد منطقی میداندکه خطرهای بالقوه، به آن اندازهای که انسان از آنها میترسد، وحشتناکنیستند و اضطراب و ناراحتی، نهتنها از وقوع آنها جلوگیری نخواهد کرد،بلکه موجب افزایش آنها نیز خواهد شد. از اینرو، فرد منطقی و عقلانی، بهانجام کارهایی خواهد پرداخت که امکان وقوع خطرهای بالقوه را به حداقلبرساند.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir7) اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری از بعضی مشکلات زندگی و مسؤولیتهای شخصی، برای او آسانتر از مواجهشدن با آنهاست.
این نوع تفکر و اعتقاد فرد، غیرمنطقی و غیرعقلانیست زیرا دوری واجتناب از یک کار، سختتر و دردناکتر از انجام آن است و علاوهبر مشکلاتو نارضایتیهای بعدی، موجب کاهش اعتماد به خود نیز میشود. فرد منطقی وعقلانی، آنچه را که باید در زندگی و کارهای روزانهی خود انجام دهد، بدونشکوه و شکایت زیاد به انجام میرساند و در عینحال، از انجام کارهایدردناک و غیر لازم، دوری میجوید. او همچنین پیمیبرد که زندگی، آکندهاز شکستها و موفقیتهاست؛ بنابراین سعیمیکند با مشکلات و ناکامیهامبارزه کند و موانع را از پیش روی خود بردارد. همچنین فرد منطقی، ضمناحساس مسؤولیت در زندگی، از حل مشکلات خود نیز لذت میبرد.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir8) اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتری تکیه کند.
با وجود آنکه هر فردی تا حدودی به دیگران متکیست اما دلیلی برایافزایش وابستگی وجود ندارد زیرا وابستگی شدید، به فقدان یا کاهش استقلالفردی و اعتمادبهنفس میانجامد. فرد منطقی و عقلانی برای کسب استقلال ومسؤولیت برای خویشتن تلاش میکند اما هیچوقت هم از دریافت کمکهای لازمدیگران امتناع نمیورزد. همچنین به هنگام لزوم، خطر میکند و اگر هم شکستخورد، آنرا تجربهای برای پیشرفت خود میداند.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir9) اعتقاد فرد به اینکه تجارب و وقایع گذشته و تاریخچهی زندگی، تعیینکنندهی مطلق رفتار کنونی او هستند و اثرات اتفاقات گذشته را به هیچوجه نمیتوان نادیده انگاشت.
این عقیده هم غیرمنطقی و غیرعقلانیست. فرد منطقی و عقلانی درعینحال که گذشته را مهم میشمارد، میتواند با بررسی اثرات رفتار و تجزیهو تحلیل عقاید و باورهای اشتباه و نگران کنندهی گذشتهی خود، به تغییررفتار و اعمال کنونی خویش اقدام کند. فرد سالم بیش از آنچه به گذشتهتوجه دارد، به زمان حال و وضعیت موجود توجه میکند.
آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟! - www.taknaz.ir10) اعتقاد فرد به اینکه برای هر مشکلی، همیشه یک راهحل درست و کامل وجود دارد و اگر انسان به آن دستنیابد، بسیار وحشتناک و فاجعهآمیز خواهد بود.
این عقیده، غیرعقلانیست. فرد منطقی و عقلانی میکوشد تاحتیالامکان راهحلهای متعددی را برای مشکل خویش بیابد و از بین آنها،بهترین و عملیترین راهحل را انتخاب کند. او همچنین آگاه است که هیچراهحلی کامل نیست و سودمندی و مفیدبودن راهحلها، امری نسبیست و برحسبموقعیتهای مختلف، تغییر میکند.

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1391 ساعت: 05:52:

نظر دانشمندان در مورد طول عمر حیوانات متفاوت است، حیوانات با توجه به شرایط و محیطی که در آن زندگی می کنند طول عمرهای متفاوتی دارند.

در میان جانوران، کلاغ پرنده ای مرموز و باهوش به حساب می آید،برخی بر این باورند که کلاغ ها عمری جاویدان دارند!اما کلاغ ها نیز مانند دیگر جانداران طول عمر مشخصی دارند.میانگین عمر این پرنده مرموز 200 سال تخمین زده شده است.درمیان پرندگان کلاغ بیشترین طول عمر را دارا است.

در جدول ذیل میانگین طول عمر جانوران اورده شده است.

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1391 ساعت: 09:05:


با وجود اینکه احساس می کنید که به خاطره ها وابسته هستید بهترین راه این است که خاطرات و یادگاری های زمان با هم بودتان را کنار بگذارید. این برای اکثر ما حداقل یکبار در زندگی اتفاق افتاده است، یک دقیقه شما با فردی در رابطه هستید و در یک دقیقه بعد شما مجرد هستید. البته اهمیت دارد که شما چه مدت و چقدر روی طرفتان در این رابطه سرمایه گذاری کرده اید، چقدر به طرفتان که عاشقش بودید اهمیت دادید. اما با وجود این در یک رابطه کنار گذاشته شدن بسیار سخت است و سخت تر مسئله غرور فرد است که شکسته می شود و گاهی فقط و فقط ضربه و درد است. خوب حالا چه کنیم؟
در زیر شما 5 روش عملی برای نجات یافتن از این قضیه خواهید دید.

EXrozblog.comEX

با وجود اینکه احساس می کنید که به خاطره ها وابسته هستید بهترین راه این است که خاطرات و یادگاری های زمان با هم بودتان را کنار بگذارید. این برای اکثر ما حداقل یکبار در زندگی اتفاق افتاده است، یک دقیقه شما با فردی در رابطه هستید و در یک دقیقه بعد شما مجرد هستید. البته اهمیت دارد که شما چه مدت و چقدر روی طرفتان در این رابطه سرمایه گذاری کرده اید، چقدر به طرفتان که عاشقش بودید اهمیت دادید. اما با وجود این در یک رابطه کنار گذاشته شدن بسیار سخت است و سخت تر مسئله غرور فرد است که شکسته می شود و گاهی فقط و فقط ضربه و درد است. خوب حالا چه کنیم؟
در زیر شما 5 روش عملی برای نجات یافتن از این قضیه خواهید دید.
1) با آغوش باز ضربه و درد را بپذیرید. اکثر مردم بعد از بحران احساسی نیاز به زمان دارند تا تجدید قوا کنند و زخم هایشان را بهبود ببخشند. زمانی را به خود اختصاص دهید و تنها باشید و گریه کنید و جیغ بزنید. هر راهی که ممکن است برای سوگواری عشق از دست داده تان انجام دهید. اما مدت زیادی در این وضعیت نماینید. چرا که بعد از مدتی خود را نا امید و مایوس پیدا می کنید.
2) یادگاری ها را کنار بگذارید. با وجود اینکه احساس می کنید که به خاطره ها وابسته هستید بهترین راه این است که خاطرات و یادگاری های زمان با هم بودتان را کنار بگذارید. همه عکس ها و کادو ها را بسته بندی کنید چیز هایی که با هم خریدید را کنار بگذارید. بطور خلاصه هر چیزی که خاطره ی او را در ذهنتان زنده می کند را پنهان کنید.

3) جریانات عادی و روزمره خود را عوض کنید. یکی از سخت ترین کارها در بعد از زمانی که توسط فردی کنار گذاشته می شوید این است که باید خود را روزمره ای که در آن تنها هستید سازگار کنید. دیر تر صبحانه بخورید. اگر همیشه با هم در خانه بودید سعی کنید از خانه بیرون بروید. به سوپر ها و فروشگاه های مختلف سر بزنید. اگر در پارک نزدیک محل سکونتتان با هم قدم می زدید، از این پارک دوری کنید و جای دیگری را انتخاب کنید.

4) بیرون بروید. زمانی که احساس کردید آماده اید با دنیا رو به رو شوید بیرون بروید و این کار را انجام دهید. به ساحل و یا به بار بروید به پاتیناژ و یا به بولینگ بروید. هر کاری که که فکر می کنید ممکن است لذت بخش باشد را انجام دهید. بیرون بروید و آن را به دست بیاورید. نه تنها باعث می شود که ذهن شما از درد درون قلبتان منحرف شود، بلکه باعث می شود مواد شیمیایی بدنتان گرفته شود و دوباره به راه بیفتد که همین مطلب باعث می شود تا روحیه شما بهتر شود.

5) چیزی را در مورد خودتان تغییر دهید. موهایتان را کوتاه کنید . شلوار جین جدید بخرید یا کلاه جدید برای خودتان تهیه کنید. هر چیزی که بتوانید به شما هویتی غیر از شریک یک تکه از رابطه را بدهد و شما را تبدیل به یک فرد مجرد جدبد بکند.

برچسب: نویسنده: mop تاريخ: جمعه 18 فروردين 1391 ساعت: 16:57:

صفحه بندی